عقد اجی جونی من شمیم
سلام عزیزای من ، خوبین ؟؟
من که خیلی خوبم ، دیروز جشن عقد دخترخاله جونی من شمیم بود . خیییییلیییی خوش گذشت .
منم با بابایی همش
. خلاصه که عالی بود اخرش هم همه با هم
. خیلی خوب بود . ایشالا که خوش بخت بشی اجی جونی من . خیلی رقصیدیم خیلی جیغ جیغ کردیم . اخر شب هم همه واسش شعر خوندیم . بعد هم دسته گلش رو پرت کرد به سمت مجردا که بابایی جان هم قاطی وایساده بود ومنم
. خلاصه اینکه بابایی خان هر کاری کرد
بازم دسته گل رو نتونست بگیره ومنم خیلی بهش خندیدم و بعدش کلی اذیتم کرد که شانس اوردی دسته گل دست من نیفتاد و تو از اول خوش شانس بودی و این حرفا و منم
. شب هم یه اهنگ گذاشتن و همه نشسته بودن ناگهان در یک اقدام خاص خخخخخخ بابایی اومد ودست منو گرفت و برد وسط پیست رقص دوتایی رقصیدیم ![]()
، خاله جونی ها هم مثل همیشه کلی خوشحال شدن وکیف کردن . آقا خداییش منم خییلی ذوق کردم با این کارهای سورپرایزی اقای مهربون خونه که ایشالا فداش بشم . عشقم دوست دارم دوست دارم دوست دارم
.



عقد اجی جونی من شمیم
