زندگی عشقولانه من زندگی عشقولانه من ، تا این لحظه: 17 سال و 7 ماه و 8 روز سن داره
پرنسس رویایی ما پرنسس رویایی ما ، تا این لحظه: 11 سال و 4 ماه و 24 روز سن داره

رویای واقعی

غزل کوزت میشود ...

1392/12/13 16:18
نویسنده : غزل , باباییش
463 بازدید
اشتراک گذاری

سلااااااااام ...

اینا همشون منم جارو   ،   رنگ   ، لباس ، خرید و .............

خلاصه اینکه من الان دقیقا کزتم نه غزل ...انقدر کار کردم و کار دارم که دلم واسه خودم میسوزه . بیچاره بابایی همش از سر کار خسته میاد خونه بعدش میاد کمک من ... تازه نصف کارهام مونده واسه 5 شنبه و جمعه . بعدش دیشب در خاله جون من تماس گرفتن و گفتن 5 شنبه تشریف بیارین تولد ، من من و بابایی خوشحال ، بعدشم بابایی دلداریم داد که اشکالی نداره جمعه از صبح تا شب همه کارها رو انجام میدیم واز این حرفا ...

                                                و لحظاتی بعد ... تلفن ، 

دیگه واقعا این منم ناراحت   ، جمعه به صرف نهار تو رستوران دعوتیم وشام هم تولددعوت شدیم ... واینم باباییخوشحال در نتیجه در همین راستا همچنان کارهای غزل میماند برای روزهای آتی و بابایی هم همچنان از زیر کارکردن در میرود تا جمعه بعد که دوباره زورم بهش میرسه . این که ازاین .

یه سری خرید هم کردم . واااااای چقدر گرون تعجب     ، چرا اخه ؟؟؟؟؟؟؟

راستی ... بچه ها ... بابا جون من شیراز هستن میخوان فردا عمل کنن ، الهی فدای بابای نازم بشم من .که الان دوساله ایشون درگیر تصادف وندونم کاری یه نفر دیگه هستن .اخه یکی نیست به این ادم های مثلا راننده !!!! بگه که وقتی خوابتون میاد اخه چرا نمیزنین کنار بخوابین که یه نفر دیگه رو اسیر خودتون نکنید ؟؟؟؟؟؟ الان باباجون من دوساله که درگیر عمل و جراحی وبیمارستان هستن به خاطر یه ادم روانی که دقیقا همین کاروکرده و از لاین خارج شده و گارد ریل رو شکسته و اومده تو لاین اینور و با پدر بنده تصادف کرده ... گریه و منم که اینجا واونا اونجا و همش غصه . دارم از نگرانی روانی میشم . حالم خوب نیست . نگرانم . ایشالا که همه چیز به خیر میگذره و میام واستون یه پست خوب میزارم .اونهایی که دورن از خونواده الان دقیقا حس منو درک میکنن . دعایادتون نره لطفا ...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

فریبا
14 اسفند 92 16:23
سلام غزل جونم خوبی؟؟خسته نباشی عزیزم انشالاهههه که امسال سال خیلییییییی خوبی باشه برات و به همه ی آرزووهات برسی انشالاههههههههههههه که عمل باباتم با موفقیت پیش میره گلم نگران نباش و به خودت استرس وارد نکن خیلیییییییییییییییییییییی از این جور آدمای ناشی هستن که همیشه یکی دیگه باید تاوان اشتباه کاریشونو بده انشالاههه سال 93 به هر اونچه که میخواهی برسی
غزل , باباییش
پاسخ
سلام مامان فریبا جونم ممنون عزیزم که بهم دلگرمی میدی .
بهار
14 اسفند 92 21:13
سلااااااااااااااااااااااااام خسته نباشی عزیزم امیدوارم کاراتو اونجوری که دوست داری انجام بدی ، برای اقای دامادم آرزوی سلامتی میکنم ممنونم بهار بالام جونم که انقدر مهربونی که همیشه برام دعا میکنی .